الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

594

اخلاق اسلامى در نهج البلاغه ( خطبه متقين ) ( فارسى )

فريفتن و سوء استفاده باشد ، بلكه به خاطر برخورد نرم و آميخته با مهربانى است ، به خاطر اين است كه آنها همسفران او در كوى حقّند ، ملاك دورى و نزديكى آنها از كسى از روى فساد اخلاق مثل تكبر و مكر و حيله نيست ؛ بلكه از روى ارزشهاى بالنده اخلاقى مثل كناره‌گيرى از فساد و براساس رحمت و عطوفت است . اساساً فردى كه داراى نظم و انضباط است نمىتواند ، در همه احوال و با همه متمايل و يا از همه كناره‌گيرى كند اگر كسى با همه نرمى نشان داد و به هر دسته و فرقه‌اى متمايل شد بايد رگه‌هاى نفاق را در او جستجو كرد . مگر مىشود انسان با اين همه انسانها و اين همه افكار جور واجور هماهنگ شود . و اگر با همه تندى كرد ، او بيمار است و تعادل روحى ندارد . بعضى فقط براى پول كسى رفيق او مىشوند ، تا وقتى مثل گاو شيرده ، مىشود او را دوشند ، او را مىدوشند و تا وقتى مثل شتر ، سوارى دهد ، سوارى مىكشند ، وقتى ديگر بهره نداد مثل تفاله كه در دهان است او را دور مىاندازند . پرهيزگاران از زمره اين افراد نيستند كه ملاك رفاقت آنها بهره‌كشى باشد ، پرهيزگاران مانند منافقين نيستند ، كه وقتى به مؤمنان مىرسند ، بگويند ايمان آورديم و وقتى با دوستان شيطان صفت خود خلوت كردند ، بگويند ما با شمائيم و آنها را مسخره كرديم وَإِذَا لَقُوا الَّذِينَ ءَامَنُوا قَالُوا ءَامَنَّا وَإِذَا خَلَوْا إِلَى شَيَاطِينِهِمْ قَالُوا إِنَّا مَعَكُمْ إِنَّمَا نَحْنُ مُسْتَهْزِءُونَ « 1 » در صفات اخلاقى آنها مكر و حيله راه ندارد ، زيرا مكر و حيله تاريكى است كه با نورانيت درون آنها سازگار نيست . مرحوم الهى قمشه‌اى ، اين بلبل گلزار عشق و عرفان در ذيل « بعد عمّن تباعد عنه زهد و نزاهه و دنوه ممن دنى منه لين و رحمة ليس تباعده بكبر و عَظَمَة و لا دُنُوُّه بمكر و خديعه » چنين مىسرايد : چو دور از خلق گردد در تفرّد * نزاهت خواهد و زهد و تجرّد

--> ( 1 ) . سوره بقره ، آيه 14 . .